كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

952

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

همراه آغرق فرستاد و از الغ برلغ به عزم تسخير اگرىدر « 1 » ايلغار فرموده صباح شنبه هفدهم رجب آفتاب رايت آن حضرت پرتو سعادت بر اطراف اگريدر انداخت و روز ديگر به موجب فرمان همايون اميرزاده شاهرخ و اميرزاده ابا بكر و اميرزاده اسكندر و اميرزاده سلطان حسين و امير شيخ نور الدين و امير شاهملك و على سلطان تواچى و امير سونجك عازم تسخير حصار شده به كوه برآمدند و فوجى از دامن كوه نزديك دروازه رفتند و از اطراف و جوانب جنگ انداخته به قوّت دولت قاهره حصار را مسخّر ساختند و بسيارى از مخالفان را به تيغ قهر گذرانيدند . امّا اكثر خود را در آب انداخته پناه به آن دو جزيره بردند و اشارت عليه به احضار استادان نجّار صادر شده در قرب سه روز پنجاه شصت كشتى معتبر كه هريك جاى صد و دويست مرد مسلّح بود مرتب شد « 2 » و مردان در كشتيها درآمده چون كواكب كه در بحر اخضر فلك جارى است مراكب و سفاين در آن دريا روان شد و دريا بر اهل جزيره آتش فعل گشته مضمون وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ « 2 » به ظهور آمد و در ميان آب ، دود از نهاد روميان برخاست . مجموع به زنهار آمده به مال امان جان خود را بازخريدند و بعد از تسخير قلعه و جزيره كه تملّك آن در سر ملوك گذشته نگذشته بود و هواى استخلاص آن در ضمير سلاطين رفته نيامده حاكم آن را كوچ كرده « 3 » از باقى به مال امانى قناعت نمود و تمام اموال آن‌جا را صاحب‌قران دريانوال به سپاه منصور عنايت فرمود . و درين اثنا ، از جانب اميرزاده محمد سلطان ، « 4 » پسر مبشّر آمده خبر آورد كه شاهزاده را عارضه روى نمود و خاطر آن حضرت نگران شده قاصد فرستاد كه صورت

--> ( 1 ) . اگرى دور همان پروستاناى قديم رومى است در كنارهء جنوبى درياچهء اگرى دور ( ر ك سفرنامه ابن بطوطه و كتاب اراضى خلافت شرقيه ) . ( 2 ) . ظف : « امر لازم الأمتثال صدور يافت كه عمدها ببندند و كشتىها از چوب و پوست گاو و اسب مرتّب سازند . . . تمام شاهزادگان و امرا به كشتيها درآمده متوجه قلعهء نسپين شدند . » ( 3 ) . ظف : « از خون او درگذشت و فرمان شد كه او را به خانه كوچ نقل نمايند . » ( ج 2 ص 347 ) . ( 4 ) . ظف : امت پسر مبشر .